بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در كتاب جمال الاسبوع (43)، از امام جعفر صادق - عليه السلام - روايت شده است كه : وقتى بنده بگويد:
اللهم صل محمد و آله و على اهل بيته .
مستجاب مى شود هر دعايى كه بعد آن بكند؛ زيرا كه خدا از آن جوادتر است كه بعضى را رد نمايد، و بعضى را مستجاب گرداند.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمودند هر كه بگويد:
لا اله الا الله وحده لا شريك له . اللهم صل على محمد و آل محمد.
مرغ سبزى ، از دهان او بيرون بيايد. و دو بال دارد. مكلل به مرواريد و ياقوت .
و چون آن دو بال را مى گشايد، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ صدايى شنيده مى شود، مثل صدايى مگس نحل .
پس حق تعالى به او مى فرمايد كه : مرا مدح كردى و پيغمبر مرا مدح كردى ، الحال ساكن شو.
آن مرغ مى گويد كه : چگونه ساكن شوم ، و حال آن كه تو گوينده لا اله الا الله را نيامرزيدى ؟
خطاب مى رسد: ساكن شو، من او را آمرزيدم .
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام رضا عليه السلام فرمود: هركس پس از نماز صبح يا نماز مغرب پيش از آن كه برخيزد يا با كسى صحبت كند، بگويد:
ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا آيها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما. اللهم صل على محمد النبى و ذريته ، خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنيا و سى حاجت در آخرت .(42)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بعد از نماز جمعه ، بايد اين صلوات خواند.
اللهم صل محمد و آل محمد حتى لا تبقى صلوة
اللهم و بارك على محمد و آل محمد حتى لا تبقى بركة
اللهم و سلم على محمد و آل محمد حتى لا يبقى سلام
اللهم وارحم محمدا و آل محمد حتى لا تبقى رحمة
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از امام صادق - عليه السلام - روايت شده است كه فرمودند:
هركس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد:
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم ؛
خدايا! بر محمد و آلش درود بفرست . و به فرجشان سرعت بخش .
نخواهد مرد تا آن كه امام قائم از خاندان پيغمبر - عليه السلام - را درك و به ملاقاتش نايل آيد.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
من صلى صلوة لم يصل فيها على و على اءهل بيتى لم تقبل منه ؛
هركس نمازى را به جا آورد و در آن بر من اهل بيتم درود نفرستد آن نماز مورد قبول خدا واقع نخواهد شد.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق (ع )فرمود:
هركس بعد از نماز ظهر بگويد:
اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و رسلك على محمد و آل محمد
تا يك سال هيچ گناهى بر او نوشته نمى شود.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
البته پرداخت زكات فطر (در آخر ماه رمضان ) مايه تماميت روزه است ، چنان كه صلوات بر محمد (و آل او) باعث تماميت نماز است . (يعنى نماز، با صلوات و روزه ، زكات فطر كامل مى شود.) (41)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
من صلى على محمد و آله فيما بين الضهرين عدل سبعين ركعة
هر كس بين نمازهاى ظهر و عصر بر پيغمبر و آلش درود فرستد، آن درود برابر با هفتاد ركعت نماز خواهد بود.(40)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام باقر عليه السلام فرمود:
من قال فى ركوعه و سجود و قيامه : اللهم صل على محمد و آل محمد كتب الله له ذلك بمثل الركوع و السجود و القيام ،
هر كس در ركوع و سجود و قيام خود بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد خدا ثواب آن را مانند ثواب ركوع و سجود و قيام براى او مى نويسد. (39)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
پسربچه يك سال و نيمه اى مبتلا به سرطان خون شد، به خاطر شدت يافتن بيمارى ، ميزان تغذيه او بالا رفت به حدى كه به اندازه هشت نفر مى خورد. پزشكان ايرانى از معالجه او مايوس شدند، لذا پدر و مادر او، تصميم گرفتند او را به خارج از كشور ببرند.
يكى از سادات محترم به نام آقاى سيد رحيمى به آن ها مى گويد:
شما نيازى به پزشكان و بيمارستان خارجى ندارند. تنها كارى كه مى توانيد انجام دهيد تا حال بجه خوب شود و شفا بگيرد توسل است .
والدين كودك بيمار با شنيدن اين سخن ، تسكين يافته و از او پرسيدند چه توسلى ؟
سيد بزرگوار مى گويد: شما 142 هزار صلوات فرستاده و ثواب آن را به روح مطهر حضرت على اصغر اهدا نماييد! آن ها شروع به انجام اين عمل نمودند. تا اين كه يك شب مادر آن بچه در خواب ديد كه دستى غيبى به او ليوانى آبى را داد و فرمود: امام زمان (عج ) و پنج تن آل عبا (ع )بر اين آب دعا خوانده اند، آن را بگيرد و به فرزندت بخوران تا او شفا يابد!
مادر اين كار را انجام داد، صبح همان شب بود كه فرزندش شفا يافته ، و صحيح و سالم گرديد. (38)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در كتاب معراج النبوه آمده است كه :
در دريا با جمعى در كشتى بوديم ، ناگاه طوفان شد و كشتى در ميان امواج متلاطم دريا سرگردان شد، آن چنان كه اهل كشتى ، به هلاكت خود يقين كردند و با يكديگر و داع نمودند. در همين هنگام خواب بر من غلبه كرد و چشم گرم شد، پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم ، آن حضرت صلى الله عليه و آله به من فرمودند: به اهل كشتى بگو: هر كدام شان هزار صلوات بر من بفرستند!
سپس به من آن صلوات را تعليم كردند. من از خواب بيدار شدم و به اهل كشتى خبر دادم ، آن ها نيز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سيصد صلوات تمام نشده بود كه طوفان فرونشست .
آن صلوات اين است ؛ اللهم صل على سيدنا و آله : صلواة تنجينا بهاا من جميع الاهوال و الافات و تطهرنا بها من جميع السيئات و ترفععنا بها عندك اعلى الدرجات و تبلغنا بها الغايات من جميع الخيرات فى الحيوة و بعد الممات . (37)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
اى على ! هرگاه امرى اندوهناك و محزونت كرد؛ بگو: بار خدايا! با چشم هايت كه به خواب نمى رود مرا نگهبان كن ،. مرا در سايه حمايت احاطه تو كه مورد تجاوز و دستبرد نگردد، قرار بده و دعا را (تا به آن جا كه فرمود كه ): از تو مساءلت مى دارم كه بر محمد و آل محمد - عليه السلام - درود و صلوات بفرستى و با نيروى لايزال تو گلوگاه دشمنان و ستمكاران را مى شكافيم . (36)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
** الصلاة على نور فى الجنة ؛
صلوات بر من ، نورى در بهشت خواهد شد.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
شيخ طوسى در كتاب امالى (35) به سند خود از زيد بن ثابت روايت كرده كه : وقتى ، در خدمت رسول خدا - صلى الله عليه و آله -، به غزوه اى از غزوات مى رفتيم . در بين راه ، اعرابى پيدا شد، مهار شترى در دست گرفته آمد، و نزد آن حضرت ايستاد و گفت : السلام عليك يا رسول الله و رحمة الله و بركاته .
آن حضرت جواب سلام را داد.
آن اعرابى گفت : پدر و مادرم فداى تو باد، يا رسول الله ! چگونه است احوال تو؟
آن حضرت فرمود: خدا را حمد مى كنم . احوال تو چگونه است ؟
در عقب آن شتر، مردى ديگر بود، كه شتر را مى راند، آن مرد گفت : يا رسول الله ! اين اعرابى شتر من را دزديده است .
آن شتر آوازى مى كرد، و رسول خدا - صلى الله عليه و آله - ساكت بود، و گوش به آواز آن شتر داده بود. پس از ساعتى رو به جانب مرد كرد، و فرمود: برو، زيرا كه شتر شهادت داد كه تو دروغ مى گويى .
آن مرد رفت ، پس آن حضرت ، از آن اعرابى پرسيد: در آن وقت كه در نزد من آمدى ، چه مى گفتى ؟
گفت : مى گفتم : اللهم صل على محمد حتى لا تبقى صلوة . اللهم بارك على محمد حتى لا تبقى بركة . اللهم سلم على محمد حتى لا تبقى سلام اللهم ارحم محمدا حتى لا تبقى رحمة .
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود: من گفتم كه سبب چيست كه شتر براى او شهادت مى دهد، و مى بينم كه ملايكه افق را پركرده اند!؟
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
ملاحسين كاشفى ، در يكى از تاءليفات خود ذكر كرده است كه :
وقتى ناچارا، با اهل و عيال ، از وطن به طرفى مى رفتم و از ياران و مددكاران كسى همراه ما نبود. ناگاه جمعى كثير به ما رسيدند، كه از صفحات آنان ، آثار خوف و اضطراب ظاهر بود. و بعد از جستجو گفتند: در اين راه ، قطاع الطريق هستند، همه مكمل و مسلح . ما با وجود كثرت ، به هزار زحمت از ايشان گذشتيم . و تو با اين تنهايى و بى نوايى ، چگونه از تعرض و آزارايشان رها مى شدى ؟ بهتر آن است كه بازگردى .
چمن بازگشتن مصلحت وقت نبود، حيرت عظيم به من دست داد. و در آن اثنا، خواب بر من غلبه كرد. و در خواب ديدم كه كسى به من مى گويد كه اين صلوات را بخوان :
اللهم صلى على النبى محمد و آله كما امرتنا ان نصلى عليهم و صل على محمد النبى و آله كما ينبغى ان نصلى عليهم و صل على محمد النبى و آله بعدد نت صلى عليهم و صل على محمد النبى و آله بعدد من لم يصل عليهم و صل على محمد النبى و آله كما تحب ان تصلى عليهم .
و من هرگز اين كلمات را در كتابى نديده ، و از كسى نشيدم . وقتى بيدار شدم ، اين كلمات بر زبان جارى بود و مى خواندم . آن دو سه نفر كه با من بودند، در خواندن آن با من موافقت كردند. و روانه شده ، به اندك فرصتى به گروه دزدان رسيده ؛ و ايشان را مى ديدم و سخن آنها را مى شنيديم ؛ و ايشان ما را نمى ديدند؛ تا اين كه گذشتيم . از بركت صلوات ، از چنان مهلكه اى ، كه بيم قتل و اسارت و غارت و جريح ، نجات يافته ، به قصد رسيديم .
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام حسن عسكرى - عليه السلام - فرمودند:
مردى از دوستداران على - عليه السلام - از شهر نامه اى خدمت ايشان نوشته كه : من مال زيادى دارم و داراى اهل و عيال هستم كه خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جايى جمع كن و صلوات بر روح محمد - صلى الله عليه و آله - بفرست و بگو خدايا! اينها به امر بنده تو على بن ابى طالب - عليه السلام - نزد تو امانت است .
آن مرد همان گونه كه حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر كوفه رفت تا به خدمت حضرت على - عليه السلام - رسيد.
خبر به معاويه رسيد و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت كنند و عيال او را به كنيزى بگيرند.
وقتى گماشتگان معاويه وارد خانه آن مرد شدند، هيچ كس را جز اهل و عيال معاويه و يزيد در آن محل نديدند. اهل و عيال معاويه و يزيد به گماشتگان گفتند: شما برگرديد؛ زيرا ما هر چه اموال بود گرفتم و اهل و عاليش را هم به بازار فرستاديم ، گماشتگان برگشتند و به اين گونه خداوند اهل و عيال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند كه آن مرد نيست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب ديدند. بعضى از آنها مارگزيده شده و هلاك گشتند و بعضى هم بيمار شدند. تا اين كه يك روز اميرالمومنين على - عليه السلام - به آن مرد فرمودند: آيا دارى اهل و عيال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟
آن مرد گفت : آرى .
سپس تمام اموال و اهل و عيال ايشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در اين حال وقايع پيش آمده را تعريف كردند كه چگونه اهل و عيال يزيد و معاويه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزيده شدند.
حضرت فرمودند:
ان الله ربما اظهر آيه لبعض المومنين ليزيد فى بصيرته ؛
يعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منين نشانه اى ظاهر مى شود تا ايمان آنها اضافه شود.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
روزى ، يكى از اولياء به الياس و خضر - عليه السلام - شكايت كرد، كه مردم ، غيبت بسيار مى كنند و آن از گناهان كبيره است . هر چند كه ايشان را نصيحت مى كنم و از آن منع مى نمايم ، سخن من را نمى شنوند و آن عمل قبيح را ترك نمى كنند. حضرت الياس - عليه السلام - فرمود: چاره اين كار، آن است كه چون كسى به مجلس درآيد، به او بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم صلى الله على محمد و آل محمد، كه حق تعالى ، ملكى را بر اهل آن مجلس موكل مى گرداند، كه هرگاه كسى شروع در غيبت نمايد، آن را از آن باز دارد؛ و از حق تعالى سؤ ال نمايد، تا آن قوم را از غيبت كردن نگاه دارد.
پس حضرت خضر - عليه السلام - فرمود كه : چون كسى در وقت بيرون رفتن از مجلس ، بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم و صلى الله على محمد وآل محمد، حق تعالى ملكى را مى فرستد، تا آن كه نگذارد كه اهل آن مجلس ، غيبت او نمايند.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در كتاب معراج النبوه آمده است كه : مردى در كوفه براى مردم كتاب مى نوشت و عادت داشت كه هنگام نوشتن ، هرگاه به نام مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله مى رسيد، صلوات را نيز همراه آن مى نوشت ، پس از اين كه وفات نمود، او را در خواب ديدند، از نوشتن نام پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز بنويسم به همين خاطر مرا آمرزيدند. (34)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
هركس بر محمد و آل او صلوات بفرستد، خداوند به او ثواب هفتاد و دوشهيد عنايت فرمايد و از گناهان بيرون مى آيد مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد. (33)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در كتاب جذب القلوب الى ديار المحبوب نوشته شيخ عبدالحق دهلوى آمده است كه :
مردى هنگام طواف ، غير از صلوات بر پيغمبر (ص ) به ذكر ديگرى نمى پرداخت . از او پرسيدند: چرا غير از صلوات ذكر ديگرى نمى گويى ؟
گفت : من با خدا عهد كردم كه به وردى غير از صلوات بر محمد و آل محمد نپردازم ؛ زيرا پس از آن كه پدرم وفات نمود، او را ديدم كه صورتش مانند صورت خر شد، بسيار غمگين و ناراحت شدم و با غصه خوابيدم ، در خواب ، رسول خدا (ص ) را ديدم ، دامن آن بزرگوار را گرفته و التماس نمودم و او را شفيع پدر خود قرار دادم و به آن حضرت گفتم : چرا صورت پدرم تغيير كرده ؟
آن حضرت فرمودند: پدرت رباخوار بود و كسى كه در دنيا رباخوارى كند، در آخرت صورت او تغيير كرده و به شكل حمار (خر) در مى آيد؛ اما از آن جا كه پدر تو هر شب به هنگام خواب ، صدبار برمن ، صلوات مى فرستاد، به همين خاطر، من شفاعت تو را درباره او قبول نموده و صورتش را به حالت اوليه برگردانيدم .
من از خواب بيدار شدم ، هنگامى كه به صورت پدرم نگاه كردم ، ديدم صورتش مثل ماه مى درخشد، او را دفن كردم و به هنگام تدفين او شنيدم كه هاتفى مى گفت : سبب عانيت بارى تعالى و غفران و آموزش او به پدر تو به اين خاطر بود كه او بر پيامبر صلوات مى فرستاد. (32)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
هرگاه كسى از امت من بر صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بيت من صلوات فرستد، براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات مى فرستند؛ گرچه گنهكار بسيار خطاكار باشد. سپس از او گناهان مى يزد، چنان كه برگ از درخت مى ريزد.

