تبليغاتX
: : همه چیز در مورد صلوات : :
جمعه 31 فروردین1386
:. درمان فراموشى .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود:
وقتى چيزى را فراموش كرديد بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيزى خواهد شد، ان شاءالله تعالى .

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 16:27 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 30 فروردین1386
:. صلواتى از اسرار .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اين صلوات از اسرار مى باشد كه اگر براى آخرت بخواند، معنويات به دست آورد و مشهور است اگر براى دنيا بخواند گنج پيدا خواهد كرد. ده مرتبه صبح ، ده مرتبه عصر، نزديك مغرب و عشاء بخواند و براى ختم نودونه مرتبه لازم است .
اللهم صل على سيدنا و حبيبنا و شفيعنا محمد حاء الرحمه و ميمى الملك و دال الداوام اسيد الكامل الفاتح الخاتم كلما ذكرك و ذكره الذا كرون و كلما سهى و غفل عن ذكرك و ذكره الغافلون صلواة دائمه بدوامك باقيه ببقائك لا منتهى لها ذلك و على اله و اصحابه كذلك انك على كل شى قدير و بالاجابة جدير. .

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:13 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 27 فروردین1386
:. بوى خوش دهان فقير .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

از يكى از مشايخ حكايت كرده اند كه گفت : شبى در اصفهان ، در زاويه يكى از فقرا ماندم ؛ و هنگام نصف شب ، از خواب بيدار گرديدم و بوى خوشى به مشام من رسيد كه هرگز از آن خوش تر بويى نشنيده بودم .
برخاستم و در جستجوى آن برآمدم كه آن بوى از كجاست و به هر طرف دويدم ، آخر ديدم كه آن بوى ، از داخل زاويه است . و چون نگاه كرم ، فقيرى را ديدم كه در كنج زاويه ، زمزمه مى كرد. وقتى گوش دادم ، شنيدم كه صلوات مى فرستاد؛ و آن رايحه جان افزا، از دهان او مى ورزيد. (23)

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:47 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 26 فروردین1386
:. خوشبو شدن روى به بركت صلوات .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در شفاءالاسقام است محمد بن سعيد
روايت شده كه و گفت : با خود عهد بستم پيش از خواب به شمار معين صلوات بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله - فرستم و شبى با خاندانم در غرفه اى خوابيدم و در خواب ديدم كه آن حضرت وارد شد و ديوارهاى خانه به نور جمالش روشن گرديد و فرمود: آن دهانى كه بر من صلوات مى فرستاد كجاست تا آن را ببوسم ؟
من شرم كردم دهانم را جلو ببرم ، صورتم را جلو بردم ، آن را بوسد. از شادى بيدار شدم و خاندانم را بيدار كردم و بوى خوشش در غرفه پيچيده و گويا پر از مشك اذفر بود.
آن بو تا هشت روز از رخسارم مى ورزيد و هر كسى آن را مى بوييد. (22)

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:56 | | لینک به این مطلب
شنبه 25 فروردین1386
:. رفع فقر .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
صلوات فرستادن فقر را بر طرف مى كند.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 14:13 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 22 فروردین1386
:. اداى قرض .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در تاريخ مدينه دهلويست كه يك مرد نيك سه هزار اشرفى وام داشت و بستانكار از او شكايت كرد او را نزد قاضى برد، و يك ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله - زارى كرد. شب 27 ماه در خواب ديد كه يكى مى گويد: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد ابن عيساى وزير و بگو رسول خدا - صلى الله عليه و آله - مى فرمايد سه هزار و امم را بپرداز.
بيدار شد و شاد بود و با خود انديشه كه اگر گفت : نشانه اين واقعه چيست ؟ چه گويم ؟ آن روز خودارى كرد و شب دوم هم همين خواب را ديد و شادمان بيدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزير نرفت .
شب سوم باز پيغمبر را خواب ديد كه سبب نرفتن را از او پرسيد و گفت : از شما نشانى راستى اين واقعه را مى خواهم ؟
پيغمبر آن را پسنديد و فرمود: به او بگو تو پس از نماز سپيده دم تا بر آمدن خورشيد پيش از آن كه با كسى سخن گويى پنج هزار باربر من صلوات مى فرستى و جز خدا و كرام الكاتبين آن را ندانند.
روز سوم و خوابش را با نشانى گفت ، وزير شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و سه هزار اشرافى براى هزينه عيال و سه هزار براى سرمايه كار از من خواست پيوند دوستى از او نبرم و هر نيازى را به او پيشنهاد كنم .سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانكار را با افسوس و آه نزد او ديدم و پول ها را شمردم و داستان را گفتم
قاضى گفت : چرا همه كرم از وزير باشد، من خود وام تو را مى پردازيم .
بستانگر گفت : من سزوارترم كه بگذاريم و گفت من براى خدا و رسول خدا از اين پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدادام پس نگيرم و همه اموال را با خود آوردم شكرگزار خدا و مصلى بر پيغمبرش . (21)

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:16 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 20 فروردین1386
:. پر و پال ملك به واسطه صلوات .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

حق - سبحانه و تعالى - به ملكى فرمود كه فلان شهر را ويران كن .
وقتى آن ملك به آن شهر آمد، گريه كودكان و ناله زنان و فرياد چهارپايان را شنيد، برايشان رحم نموده و بر ويرانى آن شهر اقدام نكرد. تند باد قهر، از مهيت جلال ورزيده ، پر و بال آن ملك را در هم شكست ؛ و از بالا رفتن بر افلاك ، محروم و مهجور ماند.
روزى جبرييل - عليه السلام - او را گريان و نالان بر روى خاك افتاده ديد.
دلش بر پريشان حالى و شكسته بالى آن ملك سوخت . حال عجز و بيچارگى و ضعف و آوارگى او را به بارگاه جلال عرض كرد.
خطاب آمد به او بگو: بر حبيب من محمد - صلى الله عليه و آله و سلم - صلوات فرستد تا به بركت آن پر و بال به او برگردد. به او گفته شد. آن ملك به وظايف صلوات قيام نمود. و بال اقيال باز يافته به فراغ بال به جانب آشيانه خود پرواز نمود.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:26 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 19 فروردین1386
:. سه صلوات و شيرين شدن عسل .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در نخلستان نشسته بود، و اميرالمؤ منين (عليه السلام در خدمت آن جناب بود ناگاه زنبور عسلى به نزد آن حضرت آمد، گرد آن حضرت مى گرديد. آن جناب - صلى الله عليه و آله و سلم ؛ به اميرالمومنين - عليه السلام - فرمود اين زنبور مى خواهد كه ما را ضيافت . مى گويد كه قدرى عسل در فلان موضع گذاشته ام . اميرالمومنين - عليه السلام - را بفرست كه آن را بياورد.
اميرالمؤ منين - عليه السلام - رفت ، و آن عسل را حضور پيامبر آورد.
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - از آن زنبور پرسيد: خورش شما شكوفه تلخ است ، به چه سبب در درون شما شيرين مى گردد؟
عرض كرد: آن به بركت جناب شماست ؛ زيرا كه هرگاه كه قدرى از شكوفه در درون ما، در مى آيد، فى الحال الهام الهى به ما مى رسد كه سه نوبت بر شما صلوات فرستيم و به بركت آن صلوات ، شكوفه تلخ در درون ما شيرين مى شود.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:21 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 16 فروردین1386
:. باريدن طلا از آسمان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در حكايات الصالحين آوردند كه :
فقيرى محتاج و عيالوار، براى طلب پول از خانه بيرون آمد، نمى دانست كه به كجا برود. ناگاه گذارش به كنار مجلس واعظى افتاد كه حاضران را به فرستادن صلوات ترغيب مى فرمود. آن فقير در آن جا ايستاد و شنيد كه واعظ مى گفت : در فرستادن صلوات ، تقصير ميكند كه اگر توانگر بر آن سرور صلوات فرستد، در مالش بركت به هم مى رسد و اگر فقير صلوات فرستد، حق تعالى از آسمان روزى بر او مى فرستد.
آن فقير، از آن مجلس بيرون رفت و به فرستادن صلوات مشغول شد؛ بعد سه روز، از ويرانه اى مى گذشت ، پايش به سنگى خورد. آن سنگ كنده شد و سبوى پر از زر، در زير آن سنگ ظاهر گرديد.
آن مرد گفت : وعده روزى من از آسمان است ، و روزى زمين را نمى خواهيم ، و آن سنگ را در جاى خود گذاشت و به خانه آمد، صورت حال را با زن خود گفت . آن مرد، همسايه اى داشت كه يهودى بود. قضا را، در آن وقت ، آن يهودى بر بام خانه خود بود؛ و حكايت آن مرد را كه با زنش مى گفت ، شنيد. و فى الحال ، از بام فرود آمده ، به ويرانه رفت ، آن سبو را برداشته ، به خانه آمد. وقتى سر آن را گشود، ديد كه سبو، پر از مار و عقرب است . به اطرافيان خود گفت :اين همسايه مسلمانان ، دشمن ما است . وقتى كه من در بام بودم ، فهميدم ، و آن سخن را براى اين گفت كه در طمع افتم ، و آن سبو را به خانه آورم ، و از آن ضروى به من رسد. پس بهتر آن است كه آن را به بام برده از راه روزنه ، در خانه او ريزم ، تا آن كه براى من مى خواست ، به خودش ‍ برگردد
به بام آمد، در وقتى كه زن آن فقير، به شوهر خود مى گفت : روا باشد كه تو سبوى پر از زر بيابى و آن را بگذارى و ما در فقر و تنگدستى باشم ؟
آن مرد مى گفت : اميدوارم كه روزى ما از آسمان نازل شود.
ناگاه يهودى ، سر سبو را گشود و آن را سرنوشت ساخت ؛ آن مرد، آوازى شنيده سر را بالا كرده ديد كه از روزنه خانه او، زر فرو ريخت .فرياد زد: اى زن ! اين زر است كه از آسمان فرو مى ريزد، و آن زرها را بر مى داشت ، و صلوات مى فرستاد.
وقتى يهودى ديد كه از سبو زر مى ريزد، آن را برداشت ، در آن مكان ، ديد كه همان مار و عقرب است . باقى را نيز، در خانه درويش ريخت ، و همه زر سرخ بود. آن يهودى دانست كه اين سرى است از اسرار غيبى كه به ظهور مى رسد. در خاطرش گذشت كه اين همان حكم آب نيل دارد، كه در زمان حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام در نظر قبطى خون مى نمود، و در نظر سبطى آب بود. و فى الحال ، آن درويش را به بام طلبيده ، به دست او مسلمانان شد و از بركت صلوات بر آن حضرت ، مسلمانان را دولت غناء، و يهودى را سعادت اسلام روزى شد.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:56 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 13 فروردین1386
:. صلوات به معناى عهد .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

حضرت موسى بن جعفر از پدر بزرگوار خود عليه السلام نقل فرموده :
هر كه بر پيامبر صلوات مى فرستد، به معنى است كه من بر عهد و پيمان خود هستم آن عهد و پيمانى كه وقتى خداوند در عالم ذر فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم ، همه گفتند: بلى .

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:35 | | لینک به این مطلب
شنبه 11 فروردین1386
:. صلوات خدا .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل بر من نازل شد و گفت : خداوند متعال مى فرمايد: هر كس كه بر تو صلوات بفرستد، من و فرشتگانم ده بار بر او صلوات مى فرستيم و كسى كه بر تو سلام دهد من و فرشتگانم ده بار بر او سلام مى دهيم .

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 15:38 | | لینک به این مطلب
جمعه 10 فروردین1386
:. هنگام از دست دادن و يا نابودى چيزى .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه چيزى از بين رفت بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:16 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 8 فروردین1386
:. رهنمود پيامبر (ص ) .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ابوسعد خدرى مى گويد: عمار ياسر به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : دوست دارم تا به قدر عمر نوح در ميان ما زندگى كنى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمار!زندگى من در ميان شما خير است و فوت من نيز شر نخواهد بود؛ چرا كه در حال حيات من ، پيش من مى آيند و عرض ‍ حال مى كنند و من هم از خدا براى شما طلب غفران مى كنم ؛ ولى پس از وفات من ، تقواى الهى را پيشه خود سازيد و به بهترين وجهى بر من و اهل بيت من صلوات بفرستيد؛ زيرا اسم هاى شما، پدر و مادرتان و اقوام تان بر من عرضه خواهد شد، اگر در آن ليست اسامى ، اعمال نيك شما ضبط شده باشد، خدا را سپاس مى گويم و اگر غير آن باشد از خداوند متعال براى شما، طلب غفران از گناهان شما را دارم . (20)

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:19 | | لینک به این مطلب
جمعه 3 فروردین1386
:. همراهى ملايك .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هميشه كاروانى از ملايك به امر الهى در عالم در حركت اند و هنگامى كه به جلسه ذكر و صلوات مى رسند، به يكديگر مى گويند: فرود آييد!وقتى كه فرود آمدند اهل جلسه را در هنگام دعا با آمين گفتن و در هنگام صلوات نيز با صلوات ، همراهى مى كنند و در پايان به يكديگر مى گويند: خوشا به حال افراد اين جلسه كه خدا آنان را آمرزيد!

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:39 | | لینک به این مطلب